محمد تقي جعفري

33

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

* ( النُّورِ وَكانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً ) * ( 1 ) ( آن خداوند است كه او و فرشتگانش بر شما درود مىفرستند تا شما را از ظلمات خارج ساخته و به نور وارد كنند و خداوند بر مؤمنين مهربانست ) . 11 - * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى الله تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ يَوْمَ لا يُخْزِي الله النَّبِيَّ وَ ) * ( 2 ) ( قيامت روزيست كه خداوند در آن روز پيامبر و كسانى را كه با او ايمان آورده‌اند رسوا نمىسازد ، نور آنان پيش رو و پيرامونشان در حركت است ، آنان مىگويند : پروردگارا ، نور ما را تتميم فرما و بر ما ببخشا ، تو بر همه چيز توانائى ) . نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است نتيجهء يكم - آن دسته از مردم كه به اصول عالى الهى در اين زندگانى كفر مىورزند و از حيات طبيعى كه با ديگر جانوران در آن شركت دارند ، گام به « حيات معقول » نمىگذارند و جهان و موجوديت خود را در نمودهائى گسيخته خلاصه ميكنند و از درك روابط عالى آنها خود را محروم مىسازند ، همواره دنبال سرابهاى آبنما مىروند ، ( آيهء شماره 1 ) و نمىدانند كه بر طرف كنندهء آن تشنگى سوزان كه آنانرا به دويدن بسوى سرابها وادار ساخته است ، خود آب است ، نه سراب آبنما . تشنگى آنان جز با درك نورانى اصول عالى الهى در اين زندگانى قابل بر طرف شدن نيست . چرا قابل بر طرف شدن نيست براى آنكه : زين پرده ترانه ساخت نتوان وين پرده به خود شناخت نتوان نظامى گنجوى كاشكى هستى زبانى داشتى تا زهستان پرده‌ها برداشتى

--> ( 1 ) الاحزاب آيهء 43 . ( 2 ) التحريم آيهء 8 .